السيد جعفر السجادي
341
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
است كه رشد و تربيت جهان ما به او سپرده شده است . عقل نظرى - منظور از عقل نظر همان نفس است كه او را مراتبى است از مرتبهء هيولانى شروع مىشود تا به مرحلهء كمال تجرد برسد . ملا صدرا در شواهد الربوبيه در مورد عقل نظرى و مراحل آن گويد : اشراق نهم : در بيان اولين مراتب عقل نظرى به نام عقل هيولانى . و آن مرتبهاى است كه براى هر نفسى از نفوس انسان بر حسب اصل ذات و فطرت ، هنگام تهى بودن وى از كليهء صور به نام استعداد پذيرفتن جميع معقولات موجود است و بدين جهت به نام عقل هيولانى ناميده مىشود . زيرا براى نفس در اين مرتبه ، وجودى است عقلى ولى عقل بالقوه نه بالفعل . همانطور كه براى هيولى ( در اصل ذات و فطرت ، قبل از پذيرفتن هر صورتى از صور حسيه ) وجودى است حسى ولى حسى بالقوه نه بالفعل . پس جوهريت نفس در آغاز تكون و حدوث ، جوهريتى است ضعيف ، نظير جوهريت هيولى و شبيه به عرضيت بلكه ضعيفتر از عرضيت . زيرا نفس در اين حالت و مرتبه ، قوهء محض ( و عارى از هر گونه فعليتى ) است در حالتى كه عرض در مرتبهء ذات خويش امرى است بالفعل . حكمت عرشيه شايد بگوييد كه نفس از آغاز امر ، عالم است به ذات خويش و به قواى موجود در ذات خويش به علم فطرى نه اكتسابى ، پس چگونه مىتوان گفت كه نفس در آغاز امر جوهرى است بالقوه ( و علم او به هر چيزى علمى است بالقوه در حالى كه علم او به ذات خويش و قواى موجود در ذات خويش علم بالفعل است ) . لكن ما در پاسخ اين سؤال مىگوييم ( هر چند انسان ، خود نوعى از حيوان است لكن ) فطرت انسان از جهتى غير از فطرت حيوان است و لذا آخرين درجات و مراتب فطرت حيوان نخستين درجات و مراتب و فطرت انسان است . زيرا فطرتها و نشآت و درجات و مراتب آنها مختلفند و كلام ما فعلا در آغاز و ابتداى نشو و نماى انسان است از آن جهت كه انسان است ، يعنى از آن جهت كه جوهرى است ناطق ( و لايق تعقل و ادراك كليات ) . پس براى او در اين حال ، قوه و امكان وجودى است مخصوص به او و كمالى شايسته و مناسب آن وجود و نيز براى علم او قوه و كمالى است مناسب با آن . پس علم او به ذات خويش عين وجود ذات او است و علم او به اشياء عين وجود اشياء براى ذات او است . زيرا وجود او ( از آن جهت كه انسان است ) وجود عقلى است و آنچه حاصل براى امر عقلى و شايستهء او است ، به جز امر عقلى نخواهد بود . پس زمانى كه وجود او وجودى است بالقوه ، معقولات او نيز معقولات بالقوهاند . پس علم او به ذات خويش و علم او به ماسواى ذات خويش ، در آغاز امر و ابتداى تكون و حدوث عبارت است از قوهء علم به ذات و قوهء علم به ماسواى ذات ( نه علم بالفعل ) و هر اندازه كه قوهء عاقله در جهت فعليت رو به شدت نهاد معقولات او نيز . . . « 1 » و بالجمله اين مرحله يعنى مرحلهء هيولانى
--> ( 1 ) ترجمهء شواهد ، ص 302 .